سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي

46

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )

جسته ، أو را برادر خود قرار داد ، ودر سنه چهل وچهار از هجرت در ألقاب أو زياد بن أبي سفيان رقم كرد ، ودر مملكت منادى گردانيد كه أو را زياد بن أبي سفيان مىگفته باشند وحالا شرارت ابن زياد زنازاده [ را ] بايد ديد كه بعد از رفاقت معاوية أول فعلى كه از أو صادر شد عداوت أولاد حضرت أمير [ ( عليه السلام ) ] بود تا وقتي كه سبط أكبر حسن مجتبى [ ( عليه السلام ) ] در قيد حيات ماند قدرى ملاحظه مىكرد ، چون آن جناب هم رحلت فرمود ، زياد از طرف معاوية والى عراق شد ودر كوفه تصرّف أو به هم رسيد ، پيش از همه كارها سعيد ( 1 ) بن شريح را - كه از خلّص شيعيان جناب أمير [ ( عليه السلام ) ] بود و ‹ 10 › از محبين ومخلصين آن خاندان عالي شأن - در پى افتاد ، خواست تا أو را گرفته مصادره نمايد ، أو خبردار شده گريخته ، در مدينه منوّره خود را به امام ثاني سيّد الشهداء خاتم آل عبا سيّدنا وامامنا الحسين رضى الله تعالى عنه [ ( عليه السلام ) ] رسانيد ، وزياد خانه أو را در كوفه ضبط نمود ونقد وجنس أو را ربود ، بعد از آن خانه أو را هدم وسوختن فرمود ، وچون اين ماجرا به گوش مبارك حضرت امام رسيد ، در اين مقدمه نامه سفارش براي زياد - بنابر اين گمان كه آخر از رفقاى قديم جناب أمير [ ( عليه السلام ) ] است ، ونمك پرورده آن درگاه تا كجا دادِ بي حيايى خواهد داد ونرد بىوفايى خواهد بأخت ؟ ! - رقم فرمود كه عبارتش اين است :

--> 1 . در تحفه : ( سعد ) .